تبلیغات
با من حرف بزن - من غلام دلشاد جانباز70 درصد از سن 14 سالگی دکترجلیلی را می شناسم.

ما همچنان ایستاده ایم

من غلام دلشاد جانباز70 درصد از سن 14 سالگی دکترجلیلی را می شناسم.
نظرات () |

بسم الله الرحمن الرحیم

این مطلب رو در وب اقای دلشاد دیدم ایشون همرزم اقای جلیلی بودن و طی این روزها همنشینی با ایشون به شناختی از ایشون رسیدن این شهادت مردیست که شهید زنده محسوب میشه و دیر یا زود جراحت شیمیایی شربت شهادت را در کام او خواهد چکاند کسی که نه اهل حزب بازیست و نه دنیایی هست که او را بفریبد 

چرا مظلومین شیمیایی ایران دکتر جلیلی را برای ریاست جمهوری اصلح می دانند؟
 زیرا او به عینه ثابت کرده که شیفته خدمت بوده و هرگز تشنه قدرت نمی باشد. او عقابی تیزپروازی می باشد که با توجه به اینکه پایش را به بهشت فرستاده تا شفاخواهش گردد اما محدودیت برایش معنا ندارد بچه های تیپ ۲۱ امام رضا(ع) او را خوب می شناسند او به خوبی تحرکات دشمن را رصد می کرد و دیدبانی بود که با شجاعت خود و نبود ترس در وجودش دشمن زبون را زمین گیر کرده بود او با  دادن گرا و شناخت مقیاس صحیح نمی گذاشت یک گلوله هم به هدر رود او بر این باور بود که یک پیرزن که با اهدای دارایی خود که چند تخم مرغ بوده و آن هم را به جبهه اهدا می کند مسئولیت ما چند برابر می شود .در حقیقت از همان زمان جوانی تعهد او همراه با تخصص بود. چند ماهی که از او خبری نبود بغضی خاص در گلوی همه حکم فرما بود لشکرهای توابع هم از رشادت او حرف می زدند او یک نابغه بود .چند صباحی نگذشته بود که در کمال ناباوری او با تمام مشقتها با پای پلاستیکی و مصنوعی خود دوباره به جبهه بازگشت هنوز دوره درمانش به پایان نرسیده بود که به جبهه آمد این نشان از چیست او آمده بود تا برای حفظ تمامیت ارضی مملکتش و حفظ ناموس هموطنانش جانش را هدیه نماید و با اهدا خون خود درخت پرثمر اسلام را آبیاری نماید .او در حقیت یک ایثارگر به تمام معنا بوده ساده زیستی او زبان زد عام و خاص بود مادیات برای او ارزشی نداشته و ندارد. او فرزند روح الله است او رزمنده دیروز و مدیر امروز و شهید فرداست.خدایا تو می دانی هرچه گفتم بدون ریا و فقط برای بهتر شناختن او بود. او اهل مشورت بوده و خرد جمعی را سرلوحه کار خود می داند. او ولایی است  اما تندرو نیست یکی از پستهای او که علاقه زیاد هم به آن داشت شهردار شدن بود البته نه شهردار شدن مثل این روزیها او پست شهرداری را در واحد خود می گرفت تا غذا برای رزمندگان مهیا کند چای درست کند و ظروف را بشوید و پتوها را آنکارد نماید او شیفته خدمت بود و شهادت را افتخار خود می دانست .  او همانطور که مطلعید بر اساس تکلیف وارد گود شد او بنا به اصرار زیاد دوستان نظام و زجر کشیدگان انقلاب در دقیقه ۹۰ به ندای مدافعان انقلاب اسلامی لبیک گفت و امید است تا او را یاری کنیم و در آینده عزت و آبروی ایران را به رخ همگان بکشیم.
با تشکر مظلومین شیمیایی ایران.

پینوشت: برادر خوبم اقای حداد عادل سلام 
همه کارها و حرفهای تو در این انتخابات نشان داد که تو دلسوز واقعی نظامی و یک اصولگرای واقعی حرفهایت در مناظره دل ما را شاد کرد و با این انراف فداکاری خود را تکمیل کردی در عجبم که هم امدنت پر خیر است هم رفتنت و این مشخصه مومن است امیدوارم خدا بر توفیقاتت اضافه کند


نویسنده : زهرا
تاریخ : 1392/03/18
زمان : 10:20 بعد از ظهر
:: برگهای برنده تان را نسوزانید
:: دهه فجر مبارک
:: چرا دلشون میخواد فتنه زنده بمونه؟؟
:: چرا رفراندوم؟؟؟!!!!!
:: هفته وحدت
:: 9 دی در رفسنجان چه گذشت ؟؟
:: چرا محافظه کاری ....؟؟
:: نمیخوایم فکرررر کنیم ؟؟؟
:: گاهی خیلی زود دیر میشود
:: مقاومت تحریمها را شکست
:: چاهی که زمان احمدی نژاد کندن هنوز سرش بازه
:: یک هشدار بزرگ
:: لقمان جان کجایی جات خالیه
:: درباره رمان جادوی عشق
:: رمان جادوی عشق ( قسمت اخر)(1)
:: رمان جادوی عشق ( قسمت اخر)(2)
:: وبگردی( پست ثابت)
:: قبلش چی میگفتن حالا چی میگن!!!!
:: دولت راستگویان ایا پاسخگو هست؟؟؟
:: ازادی یواشکی یا طغیان در برابر خدا
:: رمان جادوی عشق ( قسمت سی و دوم )
:: رمان جادوی عشق ( قسمت سی و یک)
:: رمان جادوی عشق ( قسمت سی ام)
:: وبگردی( پست ثابت)
:: سلام صداو سیما
:: رمان جادوی عشق ( قسمت بیست ونهم)
:: رمان جادوی عشق ( قسمت بیست وهشتم )
:: در سر اقای هاشمی چه میگذرد؟؟؟
:: رمان جادوی عشق ( قسمت بیست وششم)
:: رمان جادوی عشق ( قسمت بیست و پنجم)


نمایش نظرات 1 تا 30

قالب وبلاگ

قالب میهن بلاگ

بازی آنلاین

آپلود سنتر

آپلود عکس