تبلیغات
با من حرف بزن - در احد چه گذشت؟

ما همچنان ایستاده ایم

در احد چه گذشت؟
نظرات () |

بسم الله الرحمن الرحیم 

این روزا میبینم پیروزی اقای روحانی باعث سستی عده ای از دوستان در عقیدشون شده ... این اتفاقات منو یاد ایاتی انداخت که برای جنگ احد نازل شده  دوستان عزیزم دلم میخواد با رامش این ایات رو بخوانید و جانتون رو با کلام حق پیوند بزنید .
همه میدونیم در جنگ احد پیامبر گروهی رو در تنگه گذاشت تا دشمن ما رو دور نزنه وقتی که مسلمونا در حال پیروزی بودن  و غنایم نصیبشون شد این عده ای که  در تنگه بودن به هوای غنایم تنگه رو رها کردن  میدونید تنگه امروز چی بود؟ اتحاد بین ما بود دوری از اختلاف و کشوندن اختلافات به داخل مردم بود چیزی که بارها و بارها رهبر بصیرمون به ما گوشزد کرد که همدیگر رو تضعیف نکنید ابروی هم رو جلوی مردم نبرید تنگه رو رها کردن و همدیگر رو به بهانه عمل به قانون و عمل به وظیفه تضعیف کردند و دشمن از این اختلاف ما سو استفاده کرد و خودش هم بر دامنه این اختلافات افزود با شایعه سازی و کدر کردن دلهای ما نسبت به هم  به این ایات  توجه کنید:
: وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتىَّ إِذَا فَشِلْتُمْ وَ تَنَازَعْتُمْ فىِ الْأَمْرِ وَ عَصَیْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَئکُم مَّا تُحِبُّونَ مِنکُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَ مِنکُم مَّن یُرِیدُ الاَْخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنهُْمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ لَقَدْ عَفَا عَنکُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلىَ الْمُؤْمِنِین‏
(در نبرد احد قطعا خدا وعده خود را با شما راست گردانید، آنگاه که به فرمان او آنان را می کشتید تا آنکه سست شدید و در کار (جنگ و بر سر تقسیم غنایم) با یکدیگر به نزاع پرداختید و پس از آنکه آنچه را دوست داشتید (یعنی غنایم را) به شما نشان داد نافرمانی نمودید برخی از شما دنیا را و برخی از شما آخرت را می خواهد، سپس برای آنکه شما را بیازماید از (تعقیب) آنان منصرفتان کرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مؤمنان با تفضل است. (152)
میگه پیروزی خدا تا وقتی شامل حال شما میشد که سستی نمیکردید و اختلاف نمیکردید ( من ریز تر نمیشم تا خودش مایه اختلاف نشه)  بعد یه جای دیگه خدا میگه:
إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْاْ مِنکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الجَْمْعَانِ إِنَّمَا اسْتزََلَّهُمُ الشَّیْطَانُ بِبَعْضِ مَا کَسَبُواْ وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنهُْمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ(155) (روزی که دو گروه (در احد) با هم رویاروی شدند کسانی که از میان شما (به دشمن) پشت کردند در حقیقت جز این نبود که به سبب پاره ای از آنچه (از گناه) حاصل کرده بودند شیطان آنان را بلغزانید و قطعاً خدا از ایشان درگذشت، زیرا خدا آمرزگار بردبار است. (155)
این یعنی دلیل این اختلافات  و تصمیمهای غلط گناهان مسلمین بود این میدونید یعنی چی؟ یعنی گناهان کوچکی که ما اونا رو به حساب نمیاریم جلوی تصیم درست رو میگیره بصیرت رو کاهش میده  ..حالا این رو هم ببینید خیلی جالبه:
 «و‌ما‌اَصـبَكُم یَومَ التَقَى الجَمعانِ فَبِاِذنِ اللّهِ و لِیَعلَمَ المُؤمِنِین * و لِیَعلَمَ الَّذینَ نافَقوا‌...». (آل‌عمران/3، 166‌ـ‌167) 
انچه که رسید به شما روز جنگ دو گروه به اذن خدا بود تا بشناسیم مومنین را و تا بشناسیم منافقین را...( ترجمه خودم)
این شکست هرچند دلیلش اشتباه مسلمین بود اما خدا میخواست اونا مومنین رو از منافقین تمیز بدن  امروز دست خیلی ها که خودشون رو اصولگرا مینامند اما جور دیگری عمل کردند برا من یکی مشخص شده  و ما باید هوشیارباشیم .که ان عده مجددا بین مااختلاف نندازن   بعد از اینکه این گروه منافقین و مومنین ضعیف از یاری پیامبر باز زدند و فرار کردند حضرت علی و مومنین واقعی که اقلیتی را تشکیل میدادند جانانه دربرابر دشمنان ایستادند تا جون پیامبر عزیزمون رو نجات بدن  وحضرت علی در این جنگ به تنهای هفتاد زخم برداشت  بعد از اون سپاه اسلام عقب نشینی کرد  و کفار تصمیم گرفتن که مومنین رو تعقیب کنند تا برای همیشه نابودشون کنن بعد بین راه این خبر به سپاه مسلمین رسید یاران واقعی پیامبر هم قسم شدند که تا اخرین قطره خونمون دفاع خواهیم کرد با همون زخمهای بی شمار  و باهمه  کمیشون در انتظار دشمن موندند  در این بین یک یهودی( یا یکی از  مشرکین)  به دلیل عواطف انسانی که داشت و این حال مسلمونا رو دیده بود خیلی ناراحت میشه و وقتی سپاه دشمن بهش میرسه  ازش میپرسن  مسلمونا رو دیدی؟ در چه حال بودن؟ اون یهودی به خواست خدا میگه اوووه نمیدونید  چه خبرههه مسلمونا  رفتن مدینه یه سپاه اساسی براتون مهیا کردن اگر برگیردید قطعا شکست میخورید  سپاه ابوسفیان دچار تردید میشه با خودشون میگن چرا باید این پیروزی دلچسب رو در کام  خودمون تلخ کنیم؟  بنابراین برمیگردند و خدا به این راحتی مومنین راستین رو نجات میده 
این یعنی گاهی یه یهودی و مشرک سپاه اسلام رو نجات میده درحالیکه منافقین بزرگترین ضربه رو به اسلام میزنن پس به حرف رهبرمون گوش بدید و به دهانهایی که اختلاف میندازن بد بین باشید
«بَلى اِن تَصبِروا و تَتَّقوا و یَأتوكُم مِن فَورِهِم هـذا یُمدِدكُم رَبُّكُم بِخَمسَةِ ءالـف مِنَ المَلـئِكَةِ‌...» 
اگر صبور باشید  وتقوا پیشه کنید خدا شما رو با پنج هزار فرشته یاری خواهد کرد  ( ترجمه خودمه)
«و‌لا‌تَهِنوا و لا‌تَحزَنوا و اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن كُنتُم مُؤمِنین= سست و غمگین نشوید و شما برترید اگر مؤمن باشید»;

پینوشت : پیروزی تیم ملی و صعودش خیلی خوشحالم کرد  به همه تبریک میگم یاد دوران نوجوونیم افتادم که رفیم جام جهانی و اون بازی تاریخی خدادادعزیزی یادمه اونروز اونقدر خوشحال شده بودن همه که داییم حواسش نبود با پیژامه رفته بود تو خیابون رقصیده بودبعد دوستش بهش گفته بود حسین  حالا نمیشد یه چز بهتر بپوشی بیای؟؟؟ داییم هم اینجوری شده بود




نویسنده : زهرا
تاریخ : 1392/03/28
زمان : 03:17 بعد از ظهر
:: برگهای برنده تان را نسوزانید
:: دهه فجر مبارک
:: چرا دلشون میخواد فتنه زنده بمونه؟؟
:: چرا رفراندوم؟؟؟!!!!!
:: هفته وحدت
:: 9 دی در رفسنجان چه گذشت ؟؟
:: چرا محافظه کاری ....؟؟
:: نمیخوایم فکرررر کنیم ؟؟؟
:: گاهی خیلی زود دیر میشود
:: مقاومت تحریمها را شکست
:: چاهی که زمان احمدی نژاد کندن هنوز سرش بازه
:: یک هشدار بزرگ
:: لقمان جان کجایی جات خالیه
:: درباره رمان جادوی عشق
:: رمان جادوی عشق ( قسمت اخر)(1)
:: رمان جادوی عشق ( قسمت اخر)(2)
:: وبگردی( پست ثابت)
:: قبلش چی میگفتن حالا چی میگن!!!!
:: دولت راستگویان ایا پاسخگو هست؟؟؟
:: ازادی یواشکی یا طغیان در برابر خدا
:: رمان جادوی عشق ( قسمت سی و دوم )
:: رمان جادوی عشق ( قسمت سی و یک)
:: رمان جادوی عشق ( قسمت سی ام)
:: وبگردی( پست ثابت)
:: سلام صداو سیما
:: رمان جادوی عشق ( قسمت بیست ونهم)
:: رمان جادوی عشق ( قسمت بیست وهشتم )
:: در سر اقای هاشمی چه میگذرد؟؟؟
:: رمان جادوی عشق ( قسمت بیست وششم)
:: رمان جادوی عشق ( قسمت بیست و پنجم)


نمایش نظرات 1 تا 30

قالب وبلاگ

قالب میهن بلاگ

بازی آنلاین

آپلود سنتر

آپلود عکس